آفــاقـــ

اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر وجعلنا من خير اعوانه وانصاره والمستشهدين بين يديه

لک العتبی حتی ترضی قبل ذلک

مهدی ابوماهیگیر | سه شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

روزها چون شب تار از پی هم می گذرد و من از عرفه چشم به راه لیله القدرم و از از آن به انتظار این. گاهی عرفه را از آن شبِ هزاره ی قدر دوست تر می دارم که آن در پرده است و پر رمز و راز ، و این آشکار و عیان ! که آن روز نزول است و این هنگام عروج ! که آن برای همگان است و این برای جا ماندگان ... عرفه را قدر دانستم آنگاه که راوی نوشت و گفت که نجوای حسین (ع) با فرزندان و یاران و اصحاب در این هنگامه و آن صحرای غربت دل ها را سوزاند و جلا بخشید و از دیدگان پر مهرش چون دو مشک اشک بارید، و تو گویی این بارانِ اشک هایِ زلال حسین بر کویر قلب من نشسته است. دانستم که این ساعاتِ عجیبی است اگر او چون گدایان دستان حسینی می افراشد به درگاه کبریایی خدای ! راستی چه طوفانی در قلب حسین خروشید و چه سیلی از نور دو عین پیام بر جریان گرفت. عرفه قدرِ جاماندگان است و غریبان .... اما من دلگیر غربت و اشک های طوفانی حسین ترین حسینِ خویشم در این فردای عرفه ... ای همه ی هستی ، ای مهربان ترین رفیق ، ای پروردگار کریم ، غریبی جای مانده ام ... فقیری مسکین ام و چشم به راه کریمی بخشاینده ، سائلی گرفتارم به درب خانه ی مجیبی پناه دهنده. شکر گویم و عاجز از ادای این طلب ، چه بگویم وقتی که حسین عاجز است از شمارش نعمت هایت و ادای شکر بی کرانه ات ... ای صاحب و پناه من ، اگر تو رهایم کنی هلاک شده ای شقی و اگر تو عطایم دهی و رحمت نمایی نه از هیچم باک و نه حزنی در دل. بر من غضب مکن و کارم به غیر لطفت وا مگذار. مهربانم ؛ به مهرت آفریدی ام ، روزی و نعمتم بخشیدی ، امانم دادی و رحمت نمودی ، بخشودی و در گذشتی ، اجابتم کردی و رها نکردی ، و من تو را نه ، و بر خویش ستم که نا فرمانی اربابی مقتدر نمودم . و تو بر من صبر نمودی و از خزانه ی رحمت بی کرانه ات محروم نساختی . حافظی مهربان و رقیبی توانا بر من گشتی و از شر بدخواهانِ جن و انس ام نگاه داشتی ، حتی از شر نفس سرکش خود امانم بخشیدی ! تا حال خوبی از آن توست و بدی ها از آن من ! تو خدای خوب من هستی و من بنده ی بد تو ! ای که بر احسان تو پایانی نیست ، بر سیئات من پایان بخش و غضب را به رضای دائم و سرمد تبدیل کن. بر آن زلالِ اشک هایِ عرفاتی حسین ، بر غربت و خون جوشان حضرت مسلم در کوفه ی هزار رنگ ، بر دل مضطر و مهر قلب حضرت منتقم (عج) در این نیایش عرفه تو را سوگند : لک العتبی لک العتبی حتی ترضی قبل ذلک ...

  • مهدی ابوماهیگیر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">