آفــاقـــ

اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر وجعلنا من خير اعوانه وانصاره والمستشهدين بين يديه

اِعْـرِفِ الحَـق ...

مهدی ابوماهیگیر | جمعه, ۲ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۵۰ ق.ظ | ۱ نظر
خیبر آنلاین: از اصلی ترین و اساسی ترین آفتها در نظام های به اصطلاح دینی که هم پایه های حاکمیت و هم تقیّد به ارزشها و باورهای دینی را در طبقات جامعه سست می‌کند ؛ جایگزینی شخصیت ها - به عنوان معیار - در مقام شاخص ها می باشد. مسئله ی قابل تامّل و مداقّه در این گفتار آن است که دین در معنای کامل و واقعی خود یک قانون است ، یک ضابطه و چارچوب است که هیچ کس حتی پیامبرِ ابلاغ کننده و پیشوای هدایت کننده اش اجازه ندارند در ورای آن ایستاده و خود را فراتر از آن ببینند. هیچ کس در هیچ مقام و لباسی حق ندارد از حدود و ثغور دین فراتر رفته و خود در مقام شارع ، ملاک و معیارِ تشریع و تقنین ، و مرز دیانت و حقیقت قرار گیرد.
لباس روحانیت هم تا وقتی به عنوان لباس دین محترم است که روح عدالت و تقوا و سیره ی پیامبر (ص) از درون آن می جوشد و می تراود ؛ وگرنه جامه تزویر و نفاق است اگر که امثال صاحب منصبان اموی و عباسی را بپوشاند.
حتی زمانی که - در همین چارچوب -، علی علیه السلام در جایگاه امامِ عادل و امیرِ حاکم ، شاخص حقیقت معرفی می شود ؛ برای استیفای مالی که از او ربوده اند به محکمه می‌رود و چون شاهد و ادلّه ای ارائه نمیکند، در برابر یک اعرابی غیر مسلمان به حق خود دست نمی یابد ؛ لکن با تمکین به رأی صادره خود را ورای قانون قرار نمی دهد.
در واقع معنای «امانت» برای مناصب اجرایی و حکومتی ، پذیرش سنگینیِ بارِ وظیفه و مسئولیت در قبال جامعه است و نه برخورداری از امتیازات ویژه و گرفتن حقوقی فراتر از حقوق اجتماعی عامه.
در یک نظام اسلامی واقعی ، پذیرشِ مسئولیت های اجتماعی و اجرایی برای فرد هزینه دارد و نه فایده. او باید به فراخور گستره ی مدیریت و موضوع فعالیت بپذیرد که از آسایش و رفاه خود بکاهد و زمان و توان خود را صرف اعتلا و پیشرفت جامعه کند ؛ بی آن که امتیازی ویژه و حقوقی فوق حقوق شهروندی سایرین داشته باشد.
در حقیقت پذیرشِ مسئولیت برای کسی که اهلیت آن را داشته باشد ، نوعی کم نظیر از ایثار و فداکاری است ، و لذا فداکارترین افراد باید مدیران و کارگزاران نظام اسلامی بوده باشند که در عین برخورداری از علم و حلم و حزم و عدالت ، سنگینیِ تکلیفی را حمل کنند که اندک خطا در آن مواخذه و بازخواست شدید دارد.
در نظامی که برای تصاحب یک مسند ده ها و بلکه صدها نفر با حرص و آز فراوان به مبارزه و رقابت می پردازند ، یعنی که کرسی های خدمت مسئولیت آفرین نیست و از امانت هایی دشوار به طعمه هایی چرب و شیرین و راحت الحلقوم تبدیل شده اند. در چنین شرایطی صاحبان مناصب در قبال تعهد و وظیفه ، خود را از نظارت و مواخذه جدی مصون می بینند.
در جامعه‌ای که کارگزاران حاکمیت از امتیازات ویژه برخوردار و صاحبان تشریفات شده و در طبقه ای شبه اشراف قرار می گیرند، فرآیند دستیابی به مدیریت نه اهلیت و شایستگی که سیاست‌های ماکیاولیستی برای حفظ و بقای در قدرت خواهد شد.
بی‌شک جمله «کونوا دُعاة النّاسِ بِغَیرِ ألسِنَتِکُم» صرفاً یک امر فردی در حوزه اخلاق و تربیت نیست ، بلکه از مصادیق اتمّ و اکمل آن رفتار و سیره عملی زمامداران در نظام اسلامی است. چرا که ساحت حاکمان و دولتمردان ، کردار و رفتار و سیره عملی آنهاست و نه زبان و گفتار ایشان. و صد البته همین سیره ی عملیِ صاحب منصبان است که فرهنگ و تربیتِ عمومی را شکل می دهد و هنجارهای جامعه بر اساس آن بنا می شود.
به نظر می رسد سه چالش بیمارگونه در سه حوزه بنیادین و سه زیرساختِ حیاتیِ کشور وجود دارد که اگر اصلاح و بازنگری جدی و فوری در آن ها بدون ملاحظه صورت نگیرد ، هم جامعه و هم نظام ایران را فرو می ریزد.
این سه حوزه و زیرساخت بنیادین عبارتند از: 1- مدیریت 2- رسانه 3- آموزش
استمرارِ کارکرد معیوب و ضعیفِ این سه حوزه می تواند به سرعت بخش های مهمّ دیگری چون امنیت ، اقتصاد ، فرهنگ و حتی پیشرفت اسلامی ایرانی را به چالش بکشد. همین نکته در بیان اهمیت و ضرورت اصلاح فوری و جدی آن سه کافی است.
تبیین و توضیح و تحلیل این مسئله در مجالی دیگر بررسی خواهد شد. ان شاء الله
بازنشر: خیبر آنلاین
  • مهدی ابوماهیگیر

نظرات (۱)

  • سیّد محمّد جعاوله
  • سلام. خداقوت. احسنت

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">