آفــاقـــ

اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر وجعلنا من خير اعوانه وانصاره والمستشهدين بين يديه

نامه ای به بهشت ...

مهدی ابوماهیگیر | پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۴۸ ب.ظ | ۳ نظر

رضا جان ؛ ده سال از آن یلدایی ترین شب معراجت میگذرد و من هرگز از یادت نمی برم. تو را و آن لبخند ملیح همیشگی ات، با آن طلعت عارفانه و معصومانه ات. به یاد داری آن ظلمتکده را که شمع محفل عاشقانش بودی و دستگیر یارانش ، و آن دیار سوزستان را که بر قلب های یخ زده اش نور امید تابیدی و بر بت های تزویر و نفاقش ابراهیم وار تبر زدی و نهیب کردی ؟! رضا جان شهر همان شهر است، شاگردان تو اما بزرگ شده اند. خصم تو امروز رسوای زشت روی عالم شده و این تویی که در دوستان و شاگردانت تکثیر شده ای. تو آن جوان مردترین بودی که بزرگان پر ادعای قوم در برابر صلابت و منطق تو احساس حقارت کردند و شاگردان زلال مکتب احساس عزت و شرف.

رضا جان ای علمدار صحرای غیبت ؛ خبرت هست که هنوز از هزار دستان به دل نشسته ات خبری نیست ؟! راستی ، از آن عالمِ زلال و ملکوتِ بی حجـاب چه خبـر ؟! به ما گم گشتگانِ بی خبر و خفتگان در هزار پیله بگو ! راستی یادی از ما نمی گیری! نکند رفیق دیروز بودی و امروز که پرده بر افتاد، از رفاقت پشیمان شده ای ؟! اینک که حالمان را بهتر می شناسی و بر دلهامان آگاه تری حق رفاقت با یاران ادا کن. اگر لیاقت و آبرو نداشتم تا درک محضر ولی عصر کنم برای ابلاغ سلامتان ، تو سلامی بفرست بر او که به یقین دوستت می دارد.

رضا جان ؛ در قهقهه ی مستانه ات - آن سوی این مرزهای خاکی - بر ما از یاد رفتگان هم نظری کن به دعایی ...

برسد به دست شیخ رضا ابوالقاسمی پور

نظرات (۳)

  • ❤منتـــظر المهدی۳۱۳❤
  • زیبا بود احسنت
  • ✿دخترے از تبارِ غرور✿
  • روحشون غریق رحمت الهی...
  • مــ. مشرقی
  • خدا رحمت کنه
    از دوستان بودن؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">