آفــاقـــ

آب حیات

مهدی ابوماهیگیر | شنبه, ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ۰۵:۱۵ ب.ظ | ۰ نظر
هیچ رزقی مجازی و اعتباری نیست. حقیقت رزق آدمی نه ورق‌پاره‌ای به نام پول است و نه مسکوکاتی از طلا و نقره. رزق و روزی بهای سرمایۀ جاری عمر و لحظات ناب جوانی است و بی‌شک که ثمرۀ زندگانی به چنگ آوردن و نگاه داشتن چند وجب زمین و اندکی اسکناس و قدری مسکوکات نیست. براستی او را که رزق عشق نباشد، جهان برایش به چه ارزد؟!
قلبی را که رزق مودّت او به دامِ گرگ هوس افتاده، چشمی را که رزق اشک او در کویر و سراب خشکیده، و جسمی را که رزق اراده‌اش مغلوب روحی آلوده و بیمار گشته؛ هیچ لذّتی از خنکای سلامت و حلاوت زندگانی نیست.
  • ۰ نظر
  • موافقین ۲
  • ۲۱ بازدید
  • ۲۶ شهریور ۰۱ ، ۱۷:۱۵
  • دیار یار

    مهدی ابوماهیگیر | چهارشنبه, ۴ خرداد ۱۴۰۱، ۰۳:۵۲ ب.ظ | ۰ نظر

    دزفول، شهر ایمان و عرفان و غرور است که در بند تزویر و نفاق، و در هجوم حقد و بغض و حسد؛ بالید و قد خم نکرد.
    دزفول فطرتی پاک و روحی قدسی دارد که در قطره‌قطره‌های زلال دز، در خشت‌خشت آجرهای کهن، در برگ‌برگ نخل و نارنج و سدر، در گوشه‌گوشه مساجد صدهاساله، در خنکای ساباط‌ها و شوادانها، در بقاع متبرک و خانه‌های کهنه و محلات سنتی و پل ساسانی و روستاهای پرصفایش احساس می‌شود. دزفول، غرور زخم‌هایی است که از درون و برون

  • ۰ نظر
  • موافقین ۲
  • ۵۲ بازدید
  • ۰۴ خرداد ۰۱ ، ۱۵:۵۲
  • جهاد انتظار در جهانی تلخ و تب‌دار

    مهدی ابوماهیگیر | پنجشنبه, ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ۰۷:۴۰ ب.ظ | ۰ نظر

    جنگ با جهاد خیلی فرق دارد. جهاد نقطۀ مقابل جنگ است. جهان بشری در دنیای خاک کارزار نبرد و میدان جهاد است. اقسامی از تضادهای نفسانی و عقلانی، شیطانی و الهی، مادی و معنوی، فطری و شهوانی؛ هر لحظه در سرزمین انفسی آدمیان و در آفاق بی‌کران آفرینش تکرار می‌شوند و مصافی از نور و ظلمت، از حق و بطلان، و از کژی و راستی را پدید می­آرند. اختیار؛ از شئونات انحصاری حضرت احدیت؛ و موهبتی خدایی است که تنها به آدمی تفویض شده است. اختیار؛ امانت شگفتی است که خداوند در آن بخشی از حق انتخاب و قدرت ارادۀ خود را به انسان بخشیده است. آدمی

  • ۰ نظر
  • موافقین ۲
  • ۷۷ بازدید
  • ۲۶ اسفند ۰۰ ، ۱۹:۴۰
  • سرّ خدا

    مهدی ابوماهیگیر | جمعه, ۱۷ دی ۱۴۰۰، ۱۱:۰۶ ق.ظ | ۱ نظر

    در کهکشان تاریخ بشریت هیچ ستاره‌ای به درخشندگی و تابناکی محمد یافت نمی‌شود. هر جور که بنگری؛ چه الهی و انسانی، چه آسمانی و زمینی، چه مادی و معنوی؛ او در قلۀ تاریخ و در اوج قدسی انسانیت ایستاده، و راهبر و رهنمای عالمیان است. جهان بشری، رهبران و سلاطین و نوابغ و بزرگان زیادی را در تاریخ خود تجربه کرده؛ اما احدی را یارای رسیدن به شوکت مقام و نور خورشید محمد نیست. نه ابراهیم و داود و سلیمان، نه موسی و عیسی، نه سقراط و ارسطو، نه کوروش و اسکندر، نه کنفوسیوس و ابن‌سینا، نه قیصرها و کسری‌ها و فراعنه، نه چنگیز و هیتلر و صدام،

  • ۱ نظر
  • موافقین ۳
  • ۱۲۴ بازدید
  • ۱۷ دی ۰۰ ، ۱۱:۰۶