آفــاقـــ

اغمــای فطرت

مهدی ابوماهیگیر | جمعه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ۰۷:۰۸ ق.ظ | ۰ نظر
جهان آخرالزمانی ما جهان رنج‌ها و محنت‌ها است. جهان سرد و بی‌عاطفه ای که آدمیان در جستجوی آرامش بر طوفان تلاطم‌های خود می‌افزایند. جهانی که در آن سرشت انسانی بشریت به اغماء رفته و خوی حیوانی او طغیان کرده است. در این مُلک جان، پوستینی زمینی با نفسی غریزی، روح عرشی و آسمانی آدمی را مسخر خویش کرده و تا اعماق تاریکی‌ها فرو برده ‌است. اگر مغز انسانیت فطرت او باشد، در این مرگ مغزی و در این اغمای عمیق، معنای زندگی عوض شده است. برای این شبه آدمی معنای حیات به بقای جان حیوانی او و لوازم غریزی آن تنزل کرده است.
  • ۰ نظر
  • موافقین ۲
  • ۱۲۸ بازدید
  • ۲۲ اسفند ۹۹ ، ۰۷:۰۸
  • شگفت‌آبادِ هستی

    مهدی ابوماهیگیر | شنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۹، ۰۱:۰۲ ب.ظ | ۰ نظر
    در شگفتی‌های این جهان بی‌کران همین بس که اول او ازلی و آخر او ابدی است. در هر جلوه‌ای از ظواهر آن بواطنی بی‌نهایت وجود دارد و در هر سرّی اسراری بی‌شماره نهفته است. عالم موجودات چون قطره‌ای در اقیانوس امکان یا پر کاهی در صحرای ممکنات است. از نطفه‌ای گندیده از دل خاک، بشری می‌زاید با همه‌ی لطایف و ظرایف، با همه‌ی دقایق و جوانب؛ و از چکیده‌ی آبی متعفن، مغزی ساخته و عقلی پدیدار می‌شود که قادر است فقط اندکی از قواعد و قوانین جهان هستی را دریابد؛ تا شاید متکبرانه این فهم و ادراک را علم بخواند و از پس آن خود را عالم بنامد و بر آن فخر نماید.
  • ۰ نظر
  • موافقین ۲
  • ۱۱۸ بازدید
  • ۰۹ اسفند ۹۹ ، ۱۳:۰۲
  • مهربان‌تر از مسیح

    مهدی ابوماهیگیر | سه شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ۰۸:۴۰ ب.ظ | ۰ نظر
    سحرگاه مبارکی که آسمان و زمین جور دیگری است، وقوع اتفاقاتی عجیب حکایت از رازی بزرگ دارد. طفلی مبارک و پررمز و راز پا به عرصه این زمین و چشم بر حقیقت این جهان می‌گشاید تا سرآغاز فصلی جدید از تاریخ بشریت باشد. یگانه خدای بزرگ و آفریننده بی‌همتای این جهانِ بی‌کران در لایتناهای هستی، آخرین فرستاده و والاترین پیام‌آور خود را در شمایل یک انسان کامل و در معنای حقیقی خلیفه خداوند رونمایی کرده است. محمد (ص) از خانه‌ای محقر و از شهری کوچک در برهوت سوزان حجازِ جاهلیت، به افق جهانی چشم می گشود که نه پیشینه تمدنی درخشان در آن دیده
  • ۰ نظر
  • موافقین ۳
  • ۱۵۱ بازدید
  • ۱۳ آبان ۹۹ ، ۲۰:۴۰
  • مرد اخلاص

    مهدی ابوماهیگیر | شنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۹، ۱۰:۴۰ ق.ظ | ۴ نظر
    انا لله و انا الیه راجعون ۞ قد افلح المومنون
    شیخ عطا سجادی تبار را شاید بیست سال است از نزدیک می شناسم. عظمت شأن او در سایه یک تواضع مثال زدنی پنهان شده بود. رفیق قرآن بود و اهل بکاء و دعا. رقّت قلب او موهبتی بود از خلوص درونش که کمترین اثر آن جاری اشکهای زلالش بود. مردم دار بود و غمخوار گرفتاران. روضه خوان بود و شیدای سیدالشهدا. سال ها در کنج غریب خانه با صفای مسجد جامع دزفول شمع محفل معتکفان و مناجاتیان بود. جماعتش که تمام می شد، در حلقه های قرآنی
  • ۴ نظر
  • موافقین ۴
  • ۱۴۴ بازدید
  • ۱۹ مهر ۹۹ ، ۱۰:۴۰